چهار اشتباه بزرگ بازاریابی در شبکه های اجتماعی

چهار اشتباه بزرگ بازاریابی در شبکه های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی اگر به درستی و طبق اصول و قاعده انجام شود، می تواند به عنوان یکی از سودمندترین و کاربردی ترین شیوه های بازاریابی در عصر حاضر مد نظر قرار گیرد.

بسیاری از کسب و کارهای کوچک و محلی با برقراری ارتباطات معنادار و هدفمند در شبکه های اجتماعی، برند خود را تقویت کرده و در نهایت فروش و سود خود را افزایش می دهند.

البته برخی نیز از پتانسیل عظیم این فضا غافل هستند و از همان شیوه های قدیمی بازاریابی استفاده می کنند که در شرایط حاضر چنین رویکردی نامعقول و غیرمنطقی به نظر می رسد.

من به تجربه دریافته ام که بازاریاب ها و مدیران کسب و کارهای کوچک، چهار اشتباه اصلی و رایج را در شبکه های اجتماعی مرتکب می شوند که باعث می گردد از کسب نتایج دلخواه باز بمانند.

برای خواندن ادامه مطلب این جا را کلیک نمایید…

شبکه های اجتماعی مهم تر از وب سایت شخصی شما هستند

شبکه های اجتماعی مهم تر از وب سایت شخصی شما هستند

در گذشته شرکت ها می توانستند با ثبت نام تجاری خود در دایرکتوری ها و لیست های مختلف (مثل Yellow Page ها) حضور خودشان را در صنعت مربوطه اعلام و تثبیت کنند.

در آن زمان، چنین کاری برای جلب نگاه مخاطبان و مشتری ها کافی بود ولی امروزه اوضاع فرق کرده است.
همه ما می دانیم که بازاریابی خدمات و محصولات، به آن شکل که قبلا می شناختیم، کاملا تغییر کرده است.

در حال حاضر، پیدایش انواع و اقسام رسانه های اجتماعی از یک سو و انفجار بازار “وب همراه” از سوی دیگر، ملزومات دیگری پیدا کرده است.

اکنون برای کسب و کارها، برخورداری از حضوری پرجنب و جوش و تعاملی در فضای آنلاین، یک ضرورت مطلق محسوب می شود.

البته طبق شواهد، بسیاری از کسب و کارها این نیاز را درک کرده و پذیرفته اند.

از سوی دیگر خوشبختانه نرم افزارها و برنامه های گوناگونی برای ایجاد سریع و بی درد سر سایت های اینترنتی، تولید و عرضه شده که برخی از آنها نیز رایگان است.

حال می رسیم به پرسش اصلی و آن این که آیا صرفا داشتن یک سایت در اینترنت برای اعلام حضور در فضای وب کافی است و آیا شما از این طریق می توانید کسب و کارتان را به طور کامل به دیگران معرفی کنید یا خیر؟

با توجه به رشد انفجاری رسانه های اجتماعی، تعاملات و ارتباطات اینترنتی، با خارج شدن از محدوده وب سایت های تجاری سنتی، به سرعت در حال حرکت به سمت شبکه هایی همچون توییتر و فیس بوک است.

بر این اساس، شرکت ها برای حفظ توان رقابتی خود باید تعاریفی را که از حضور آنلاین دارند، گسترش داده و یا به طور کامل تغییر دهند.

آنها برای جذب مشتری، به بیش از یک وب سایت خشک و رسمی نیاز دارند.

طبق بررسی های انجام شده، ثابت شده 50 درصد کاربران معتقدند صفحه فیس بوک یک برند، از وب سایت تجاری آن مهم تر است. این جای شگفتی دارد.

با همه این تفاصیل شاید شما هنوز هم در مورد نقش آفرینی شبکه های اجتماعی بر کسب و کار آنلاین تان تردید دارید.

بسیار خوب، ذیلاً شش پاسخ مستدل دیگر به این سوال که «چرا فیس بوک و توییتر مهمتر از وب سایت تجاری شما هستند» ارائه می گردد: برای خواندن ادامه مطلب این جا را کلیک نمایید…

برند بی مخاطب، برند نیست!

برند بی مخاطب، برند نیست!

در سال های اخیر رشد سریع شبکه ها و رسانه های اجتماعی تحت وب، به یکی از موضوعات داغ مورد بحث کارشناسان اقتصادی و فعالان کسب و کار تبدیل شده است.

اصطلاحاً به استفاده از فناوری های مبتنی بر وب و تلفن همراه و ارتباطات مجازی که بر مبنای تعامل و گفتگو رشد می یابد، رسانه های اجتماعی (Social Media) اطلاق می شود.

امروزه ما شاهد رشد و توسعه انفجارگونه چنین شبکه هایی هستیم.

گشت و گذار و فعالیت در این شبکه ها، اکنون به یکی از اولویت های کاربران اینترنتی تبدیل شده است. برای خواندن ادامه مطلب این جا را کلیک نمایید…

از فیلم سوپرمن چه می توان آموخت؟

از فیلم سوپرمن چه می توان آموخت؟

مطالب این پادکست را زمانی که در شهرک دانشگاهی دبی منتظر تمام شدن کلاس نقاشی مهدی بودم، تهیه کردم و ممکن هست صداهای اضافی در آن شنیده شود. امیدوارم مطالب مورد توجه شما قرار بگیرد. برای خواندن ادامه مطلب این جا را کلیک نمایید…

راز کارآفرینان موفق: شکست

راز کارآفرینان موفق: شکست

می گویند «ترس از شکست» بزرگترین مانع بر سر راه موفقیت است.

چه جمله زیبا و حکیمانه ای! من کاملاً با آن موافقم.

اگر این سخن را به صورت دیگری بیان کنیم، این می شود: اگر می خواهید موفق باشید، حتماً باید خود را برای شکست و ناکامی آماده سازید.

چه بسیار افرادی که ایده های تجاری خوبی در سر داشته اند و حتی چند صباحی نیز با شور و اشتیاق کار کرده اند و به پیش رفته اند ولی با بروز یک، دو یا سه مشکل، دست از تلاش کشیده اند و گوشه ای ایستاده اند و به بخت بد خود لعنت فرستاده اند.

اگر آنها هم می دانستند و می پذیرفتند که «شکست، بخشی از موفقیت است» و کمی بیشتر دوام می آوردند شاید امروز حال و روز بسیار بهتری داشتند.

در تجارت مدرن و اقتصاد امروزی که سرشار از رقابت ها و ایده های بکری است که جا را بر قدیمی ترها تنگ می کند، مدیران نباید با ظاهر شدن یک یا چند مانع، خود را ببازند و همه چیز را کنار بگذارند.

نه فقط در دنیای اقتصاد بلکه در زندگی روزمره نیز شکست و زمین خوردن جزئی از امور است و گویی چاره ای از آن نیست.

مهم، نحوه برخورد با شکست ها و شیوه مدیریت کردن آنها است که در چنین مواقعی می توان ذکاوت، مدیریت و توانایی افراد را محک زد. برای خواندن ادامه مطلب این جا را کلیک نمایید…