رویای مطلوب اکثر ما، داشتن یک شغل ثابت و همیشگی، مثل یک شغل کارمندی خیلی خوب، کار کردن از ساعت 9 صبح تا 5 عصر و سپس بازنشستگی بوده است. برای اغلب ما، خصوصا آنهایی که در خانواده هایی قدیمی تر به دنیا آمده ایم، این یک رویای همیشگی بوده است.
خیلی از شما که در حال خواندن این مقاله هستید حتما به خاطر دارید که پدر شما همیشه شما را به درس خواندن تشویق می کرده ولی هدف از این تشویق این بوده که شما روزی به عنوان یک کارمند در یک شرکت بزرگ و خوب، در یک بانک و یا سازمان دولتی، مشغول به کار شوید، حقوق بگیر شوید، زندگی خوبی تشکیل دهید، وام بگیرید، خانه بخرید و پس از مدتی هم، بازنشسته شوید.
ایده کار کردن برای یک نفر دیگر برخی از ما را به شدت ناراحت می کند. شما هم اگر شغلی داشته باشید که ساعت کاری آن از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر باشد، حتما احساس خفقان ناشی از این سبک کار را در زندگی خود تجربه کرده اید.
روزهای شنبه بسیار بسیار ترسناک هستند. به نظر می رسد هرگز پایانی برای جلسات و کنفرانس های روزانه وجود ندارد. تمامی برنامه های تفریحی شما باید بر اساس ساعات کاری شرکت شما و حتی ساعات کاری مشتری های شرکت شما تنظیم شود!
همه مسافرت های خود را باید بر اساس میزان مرخصی سالانه و محدود شرکت، برنامه ریزی کنید. برای افزایش اندکی درآمد بیشتر، باید کلی کار کنید و زحمت بکشید و در آخر هم هیچ تضمینی برای افزایش حقوق و میزان آن وجود ندارد!
اشتغال داشتن در یک شرکت با این شرایط کاری، به معنای واقعی کلمه، روح انسان را می خورد و می خراشد.
اما نترسید، من به شما یاد می دهم که چطور سر کارفرمای خود را شیره بمالید و کسب و کار بعدی خود را در حین کار کردن برای یک نفر دیگر، شروع کنید.

فقط عضوهای وب سایت به ادامه مطلب دسترسی دارند